ياكوب ادوارد پولاك ( مترجم : كيكاووس جهان دارى )

27

سفرنامه پولاك ( ايران و ايرانيان ) ( فارسى )

طغيان و شورشى را به آنها نسبت دادند و يادآور شدند كه قلع‌وقمعشان خواهند كرد ؛ بسيارى از يهوديان ظاهرا به اسلام گرويده‌اند ولى در خفا مجامع يهودى خود را تشكيل مىدهند ؛ بسيارى نيز به هرات گريختند زيرا با اجتماع بزرگ يهوديان در آن ديار در ارتباط بودند . مسيحىشدنهاى فرضى هم كه به قرار بايد در اثر مساعى مبلغ ماجراجوئى به نام يوسف وولف - عالىجناب جوزف وولف « 1 » را به فارسى يوسف وولف مىخوانند - انجام پذيرفته باشد هم از زمرهء خيالات و افسانه است ؛ اين مبلغ بيچاره به سهولت فريب مىخورده و دل‌خوش مىشده است ؛ وى كه به اندازهء كافى از زبان فارسى اطلاع نداشته وارد مباحثاتى مىشده كه طرفين زبان و منظور هم را نمىفهميده‌اند و چون مىديده كه طرف مقابل بحث مطالب او را رد نمىكند - اين را هم بايد دانست كه اصولا يهودى در مشرق زمين در برابر نماينده‌اى انگليسى جرأت مخالفت به خود نمىدهد - سكوت او را علامت رضا دانسته و او را وارد به دين مسيح مىپنداشته است . يهوديان به لهجه‌اى كه سخت با فارسى قديم آميخته است صحبت مىكنند و همچنين تنها قوم و قبيله‌اى در ايران هستند كه مىتوانند اصوات نوك زبانى را ادا كنند درحالىكه ايرانيها با تمام تلاش از عهدهء تلفظ آن برنمىآيند ، بدين‌ترتيب كلمهء سال را مانند thal در انگليسى ادا مىكنند . به هنگام سخن گفتن دستها را زياد تكان مىدهند و عضلات صورت را به حركت درمىآورند و اين كارى است كه ايرانيان به كلى از آن اجتناب مىورزند زيرا نمىخواهند كسى از مكنونات درونى آنها باخبر بشود . طبقهء فهميده و درس‌خوانده عبرى را به نحو مطلوب و اصيل مىنويسد و صحبت مىكند . اما معمولا نامه‌ها را به زبان فارسى ولى با خط عبرى مىنويسند . شهرت دارد كه يهوديان به دو نوع تقسيم مىشوند : آنها كه كاملا به نژاد عرب منسوبند با بينى عقابى شكيل ، چشمهاى سياه درخشنده و اعضاى ظريف ؛ ديگر آن تيره كه در زمانهاى قديم با حاميها درآميخته‌اند و بينى پهن دارند و شيارهاى بينى و دهانشان عميق است و موهايشان مجعد و بهم پيچيده همچون موى زنگيان . از اين هر دو نوع در ايران وجود دارد . اصلا آب و هوا و شرايط اجتماعى هيچ در آنها مؤثر نيفتاده است ، بطورى كه هيچ تفاوتى بين آنها و يهوديان ساير نقاط جهان محسوس نيست . اصول دينى و مقررات مذهبى آنها مانند يهوديان سفر ديم است منتها تعدد زوجات براى آنها مجاز است ، هرچند به علت تضييقاتى كه دچارند تنها به‌طور استثنا از آن استفاده مىكنند . جشنهايشان هم همان است ؛ جشن پوريم اين‌طور آغاز مىشود كه نام هامان را بر زبان مىآورند و به در مىكوبند . كتابهاى فقهى با رعايت رسوم خاصى نسخه‌بردارى و نگاهدارى مىشود . تندروانى هم هستند كه با افراط در روزه گرفتن از سه تا هفت روز رياضت مىكشند .

--> ( 1 ) Joseph Wolf